در سایه ی عشق
اوضاع خوب و مرتبه که یهو دلتنگی میاد و قلمبه گیر می کنه توراه نفسم؛ میرم تو مایه های خفه شدن... یادم که می افته به بعضی چیزا،...خشم میاد وکف دستای سیاهش رو می گیره جلوی چشام. بعدش هم غم بزرگ با اون وزن سنگینش، تالاپ می شینه رو قلبم و پاشو میندازه رو پاش! از استیل نشستنش می فهمم که حالاحالاها قصد رفتن نداره. ناگاه خودم رو دلتنگ و خشمگین و غمناک می بینم... و یه دفه جسمم پر از احساس درد میشه...به خودم می پیچم. دلیلش یک چیز بیشتر نمی تونه باشه و من می دونم که نباید در این فرکانس ارتعاش منفی باقی بمونم. شروع می کنم برای عامل این نا آرومی دعا خوندن،... یه دعای از ته دلی و غلیظ...با چاشنی آرزوهای قشنگ... بعد از مدتی، از اعماق قلبم یه صدای «تیلیک» میاد؛ درست مثل صدای جدا شدن میوه از شاخه وقتی کاملا رسیده،...درست مثل جدا شدن ِ دو راه ... یا دو آدم که از اول مال هم نبودن... وبعدش دلتنگی میره...وغم وخشم هم...به همین راحتی!!! از قدیم گفته ن واسه کسی بمیر که برات تب کنه، خوب پس، پیشونیت رو بیار جلو . . . ! اوووف! واقعا که! می شه به جای یخمک فروختت!!! تب رو بی خیال می شم، حداقل نرمال باش که نمیری!!! واسه خودت میگم! شربت آلومینیم ام. جی...! قبل از مصرف به شدت تکان دهید...! یک قاشق غذا خوری پُر...! قورت! آخیش...دلم خنک شد! این روزها چه ساده دلم خنک می شود!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــ شربتی به من بده از جنس باران... خانه ی آتش گرفته ی دلم هوس خنک شدن دارد! از فلورانس اسکاول شین: "داستان آن مجسمه ساز را نشنیده ای که قطعه ای سنگ خارا خواست؟ از او پرسیدند که سنگ خارا را برای چه می خواهی؟ و او پاسخ داد: چون در این سنگ، فرشته ای مخفی ست... و سپس از آن سنگ خارا شاهکاری آفرید..." می خوام در سال جدید زاویه ی نگاهم رو عوض کنم. انشالا. بازم به معرفت همراه اول!!! برام تبریک فرستاد! تازه فقط یک ساله که با هم دوستیم!!! ما رو بگو که چه حساب ها روی همراه اولمون کرده بودیم!!! همراه با نو شدن سال، من کهنه می شوم! چه عجله ای داشتم برای به دنیا آمدن. . . ! فصل اول، ماه اول، نیمه ی اول. . . ! اول این که نوروز نود مبارک. امیدوارم در این سال نود، بپرهیزیم از کارهای دقیقه ی نود! (برای اونا که مثل خودم هستن گفتم ! نه وِرژن های بالاتر!) * * * دوم این که یه مطلب جالب خوندم : ایرانیان باستان، اولین فصل سال رو، بهار یا به-آر (Beh-Ar ) نامیده اند، به معنای آورنده ی بهترین ها. دوستان عزیز وبلاگی ام، امیدوارم بهار نود، براتون حقیقتا به آر باشه و بهترین ها رو، روی سر و روتون بباره. انشالا. * * * سوم این که دیگه بهار شد. هوا هم گرم شد. دیگه نیازی به بخاری دل کسی ندارم! بعضی ها وقتی بهشون احتیاج داری، جو گیر میشن! دوست مشـمار آنکه در نعمــــــت زند... لاف یـاری و برادرخواندگـــــی دوست آن باشد که گیرد دست دوست...در پریشان حالی و درماندگی روز ما هم می رسه! از قدیم گفته ن : زمستان برود و روسیاهی به زغال ماند!!!
